تبلیغات
فائز - داستان عقاب
 
فائز
وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِر
یکشنبه 9 خرداد 1389 :: نویسنده : مریم خراسانی

عمر عقاب ازهمه پرندگان نوع خود درازتر است .

عقاب می تواند تا 70 سال زندگی کند ولی برای این که به این سن برسد باید

تصمیم دشواری بگیرد.


زمانی که عقاب به 40سالگی میرسد :

چنگال های بلند وانعطاف پذیرش دیگرنمی توانند طعمه را گرفته و نگاه دارند.

نوک بلند تیزش خمیده و کند می شود

شهبال های کهن سالش براثرکلفت شدن پرها به سینه اش می چسبد و پرواز

 برای عقاب دشوار می گردد .

در این هنگام ، عقاب تنها دو گزینه در پیش روی دارد . یا باید بمیرد ویا آن

که فرایند دردناکی را که 150 روز به درازامی کشد پذیراگردد.

برای گذراندن این فرایند ، عقاب باید به نوک کوهی که در آنجا آشیانه دارد پرواز کند .

در آنجا عقاب نوکش را آن قدر به سنگ می کوبد تا نوکش از جای کنده شود .

پس از کنده شدن نوکش ، عقاب باید صبر کند تا نوک تازه ای در جای نوک

کهنه رشد کند ، سپس باید چنگال هایش را از جای برکند .

زمانی که به جای چنگالهای کنده شده ، چنگال های تازه ای درآیند ، آن وقت

                عقاب شروع به کندن همه پرهای قدیمی اش می کند .             

سرانجام ،  پس از5 ماه عقاب پروازی را که تولد دوباره نام دارد ، آغاز کرده ...

و30 سال دیگر زندگی می کند .

چرا این دگرگونی ضروری است ؟

بیشتر وقتها برای بقا ، ما باید فرایند دگرگونی را آغاز کنیم .

گاهی وقتها باید از خاطرات قدیمی ، عادت های کهنه و سنت های گذشته رها شویم .

تنها زمانی که از سنگینی بارهای گذشته آزاد شویم می توانیم از فرصتهای زمان حال بهره مند گردیم .

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :